هدف این پژوهش، شناخت و تبیین الگوی جنگ نامتقارن در دکترین امنیتی ج.ا.ایران در مقابل تهدیدات احتمالی پیشرو در خلیج فارس می باشد؛ این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که الگوی جنگ نامتقارن در دکترین امنیتی ایران در خلیج فارس چیست؟ لذا فرضیه پژوهش بدین صورت تدوین شده است که به دلیل عدم تقارن در توانمندیهای نظامیاز حیث کمی وکیفی میان ایران و کشورهای معارض از جمله آمریکا در منطقة خلیج فارس، شیوه جنگ نامتقارن در قالب استفاده از ادوات جنگی همچون قایقهای تندرو، مین و موشکهای کروز از سوی ایران به عنوان رکن دکترین امنیتی اتخاذ شده که از رهگذر کاربست آن، ایران سعی دارد بازدارندگی لازم را برای خود به ارمغان بیاورد. یافتههای این پژوهش نشان دهنده این است که ایران به دلیل محدودیتها و الزامات، این شیوه جنگ را انتخاب نموده و بهرهگیری از آن باعث تولید بازدارندگی، خودکفایی، خوداتکایی، تغییر ساختار و نهایتاً تغییر در استراتژی دشمن شده است. در این پژوهش، محققان از تئوری های «جنگ نامتقارن» به عنوان چارچوب نظری استفاده نموده اند. از مطالعه کتب، مقالات، پایان نامهها و اسناد و مدارک علمی و نظامیدر دسترس نیز استفاده شده است. ماهیت این پژوهش از نوع توصیفی و بعضاً تبیینی، و شیوه گردآوری داده ها نیز اسنادی کتابخانهای است.